تبلیغات
:..نوشته های جالب و تفریحات اینترنتی..: - جوک
 
:..نوشته های جالب و تفریحات اینترنتی..:
:..پارسی را پاس بداریم ..: بنی آدم اعضای پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
storysh درباره وبلاگ


با درود فراوان.
شما گرامیان در این وب می توانید 1-شعر. 2-داستان. 3-چیستان. 4-جوک. 5-ضرب المثل. 6-عکس.
7-درباره مشاهیر جهان و ایران. 8-درباره ی نکات زبان پارسی بخوانید ودیدن نمائید و در اینترنت لذّت خود را با ما همراه شوید.اگر هم دلتان خواست دیدگاه خود را به ما بگویید و اشکال هایمان را به ما یادآوری کنید تا ما آنرا برای شما درست کنیم ...
باسپاس از یاری و کمک شما گرامیان هم وطن
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند

مدیر وبلاگ : شایان فروتن
نظرسنجی
به دیدگاه شما چه نوشته ای از وبلاگ ما بهترین نوشته ی آن است؟










صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


دریافت كد ساعت

اطلاعات کامپیوتر شما



درود بر شما

با سری هفتم جوک در خدمتتان هستیم این هفته لطیفه های بامزه زیادی وجود دارد بخوانیدو لذت ببرید.

پیرزنه تو اوتوبوس هی می گفته نی نای نا نای نی نای نای، همه هم دست میزدن براش. بعد یهو دست می کنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!

كرم ابریشم قرص ایكس می خوره پلیور می دوزه!

یه روز یه بابیی یه دستش قطع شد, خیلی از زندگی ناامید شده بود. راه افتاد تو خیابون یه جا دید یه یارو کنار خیابون قر میده و بالا پیین می پره. رفت جلو دید یارو دوتا دست هم نداره. تعجب کرد به یارو گفت بابا دمت گرم عجب روحیه ی داری با ین وضع قر میدی. یارو گفت برو بابا روحیه چیه کونم میخاره نمیدونم چیکار کنم ...

یه بسیجیه روی پیغام گیرش گذاشته بود: سلام علیکم. لطفا بعد از شنیدن سوره بقره پیغام خود را بگذارید!

افسره جلوی یه ماشین رو می گیره و به راننده می گه شما به خاطر بستن کمربند ایمنی از سوی انجمن حمایت کنندگان از ایمنی جاده ها ۵۰ هزار تومان جایزه بردید. حالا می خواهید با این پول چه کار کنید؟ راننده می گه فکر کنم باهاش برم گواهینامه مو بگیرم! خانمی که کنار راننده نشسته بوده می گه جناب سروان حرفشو گوش ندید شوهر من وقتی مسته یه بند چرت و پرت می گه. روی صندلی عقب یه نفر خوابیده بوده که از شدت سر و صدا بیدار می شه و

می گه من از اولشم گفتم با ماشین دزدی نمی شه فرار کرد. یه دفعه یه نفر از صندوق عقب ماشین

داد می زنه: ببینم، بالاخره از مرز گذشتیم؟





نوع مطلب : جوک، 
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 17 اسفند 1388
آرین فقیهی